Biography

شرح حال به قلم نویسنده

اندیشهٔ پژوهش و تحقیق در فرهنگ غنی ایران از سال‌های پایانی دبیرستان، با تشویق‌های پدرم، ذهن مرا به خود مشغول ساخته بود. آشنایی با اساتیدی در دانشکدهٔ ادبیات طهران مانند ابراهیم پورداود و احسان یارشاطر بیش از پیش شوق تحصیل در رشتهٔ ایران‌شناسی را در من قوت بخشید

این مسیر علمی از دوران تحصیل در مدرسهٔ مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن، سوآس، آغاز شد؛ جایی که افتخار شاگردی پروفسور مری بویس، یکی از بزرگ‌ترین ایران‌شناسان و برجسته‌ترین پژوهشگران دین زرتشتی، را داشتم. دانش گسترده، دقت علمی و شیوهٔ پژوهش او تأثیری ژرف و ماندگار بر نگرش علمی من بر جای گذاشت

پس از آن، در دانشگاه کپنهاگ فرصت یافتم تا مطالعات خود را در محیطی علمی و بین‌المللی ادامه دهم و از محضر پروفسور کای بار و دیگر استادان برجستهٔ ایران‌شناسی اسکاندیناوی بهره‌مند شوم. این دو مرحله از زندگی دانشگاهی، بنیان پژوهش‌های بعدی مرا در زمینهٔ زبان‌ها، فرهنگ و ادیان ایران استوار ساخت

هنگامی که به عنوان استاد دانشگاه کپنهاگ به تدریس زبان‌ها، فرهنگ، ادیان و تاریخ ایران پرداختم، پژوهش و آموزش به دو بخش جدایی‌ناپذیر زندگی علمی من تبدیل شد. نزدیک به چهار دهه تدریس و تحقیق، مرا به عرصه‌های گوناگون فرهنگ ایرانی، ادیان ایران باستان، آیین زرتشتی، مانویت، اسلام، آیین بابی و بهائی، ادبیات، فرهنگ عامه و جنبش‌های دینی و اجتماعی ایران کشاند

در طی این سال‌ها، حاصل پژوهش‌هایم در بیش از سی جلد کتاب و صدها مقالهٔ علمی به زبان‌های گوناگون منتشر شد. با این همه، همواره احساس می‌کردم که هنوز موضوعی باقی مانده است که باید به آن بپردازم؛ موضوعی که همچون رشته‌ای نامرئی بسیاری مطالعات پیشین مرا به یکدیگر پیوند می‌داد: منشأ اندیشهٔ خیر و شر از کجاست و چگونه مفهوم دوگانگی در طول تاریخ دگرگون شده است؟

این موضوع که آن را «دوگانه‌انگاری» می‌نامند، از زمان فلاسفهٔ یونان تا امروز مورد بحث پژوهندگان بوده ولی کمتر پژوهندهٔ ایرانی بر اساس اندیشه‌های دینی ایران به آن پرداخته است

اکنون که در سال ۲۰۲۶، در نود و سه‌سالگی، این سطور را می‌نویسم، در آستانهٔ مرگی که ممکن است هر آن به سراغم آید، احساس می‌کنم زمان آن فرا رسیده است تا حاصل دهه‌ها مطالعه، تدریس و اندیشه را در قالب کتابی مستقل عرضه کنم. این اثر را ـ که تا این تاریخ تنها چند فصلی از آن را نگاشته‌ام ـ نه پایان یک پژوهش، بلکه جمع‌بندی سفری علمی می‌دانم که از سال‌های جوانی آغاز شد و سراسر زندگی دانشگاهی مرا دربر گرفت

در نود و سه‌سالگی، بیش از آنکه در پی یافتن پاسخ‌های قطعی باشم، در پی روشن‌تر ساختن مسیر پرسش‌هایی هستم که ذهن بشر را از آغاز تمدن تا امروز به خود مشغول داشته است

هدف این کتاب آن نخواهد بود که از دیدگاه دینی یا فلسفی خاصی دفاع کند یا به نقد باورهای دیگران بپردازد. کوشش من بر آن خواهد بود که با تکیه بر منابع اصیل، پژوهش‌های جدید، و رویکردی تاریخی و تطبیقی، سیر پیدایش و تحول اندیشهٔ دوگانه‌انگاری را از نخستین اسطوره‌های بشری تا دوران معاصر دنبال نمایم. در این مسیر، خواننده خواهد دید که چگونه این اندیشه در ایران باستان شکل گرفت، چگونه بر ادیان بزرگ جهان اثر گذاشت، و چگونه در دوره‌های مختلف دگرگون شد

در عین حال، این کتاب تنها دربارهٔ گذشته نخواهد بود. جهان امروز نیز، با همهٔ پیشرفت‌های علمی و فناوری، همچنان از پیامدهای نگرش‌های دوگانه‌انگارانه رنج می‌برد؛ نگرش‌هایی که انسان‌ها را به «خودی» و «دیگری»، «حق» و «باطل»، و «نجات‌یافته» و «گمراه» تقسیم می‌کنند. شناخت تاریخ این اندیشه شاید بتواند ما را در فهم ریشه‌های بسیاری از تعصب‌ها، خشونت‌ها و کشمکش‌های عصر حاضر یاری رساند

در فصل‌های پایانی کتاب، خواننده با روندی آشنا خواهد شد که به تدریج اندیشهٔ دینی را از تأکید بر تقابل‌های مطلق، به سوی نگرشی مبتنی بر وحدت، همبستگی و یگانگی نوع انسان سوق داده است. این تحول، به گمان من، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای تاریخ معنوی بشر است و شاید بتوان آن را یکی از امیدبخش‌ترین افق‌های آیندهٔ تمدن انسانی دانست

اگر داس مرگ و یا عوارض بیماری‌های گوناگون اجازه دهد که این کتاب ـ که هنوز نامی بر آن نگذاشته‌ام ـ به پایان برسد و خواننده را در این جست‌وجوی دیرینه همراه سازد، آن را بهترین پاداش یک عمر پژوهش و تدریس خواهم دانست

فریدون وهمن
ژوئیهٔ ۲۰۲۶
دانمارک